دانلود رمان لحظه های بی تبسم

دانلود رمان لحظه های بی تبسم

دانلود رمان لحظه های بی تبسم

گاهی اوقات، آدم ها بر سر دوراهی قرار می‌گیرند. یک دوراهی اجباری؛ نه می‌توانند آن را بپذیرند،

چون با قبول کردنش، زندگی بقیه را هم تحت تاثیر قرار می‌دهند و نه می‌توانند ردش کنند؛

چون خود اسیر عوارض آن می‌شوند.
تبسم دختری‌ست که غافل از افکار دسیسه چینی که پیرامونش وجود دارد، برگزیده می‌شود

تا بازیچه سرنوشت شود؛ تا اینکه زمانی می‌رسد که تبسم بین دوراهی عقل و احساس سردرگم می‌شود.

 

دانلود رمان لحظه های بی تبسم

دانلود رمان لحظه های بی تبسم

«می خواهمت ولی
خیلی خیلی دوری.
نه دستم به دستانت می رسد،
نه چشمانم به نگاهت!
چاره ای کن؛
تو را کم داشتن، کم نیست،
درد است!»

قسمتی از رمان :

آرام چشمانش را گشود.
ساعت دیواری اتاقش، پنج صبح را نشان می‌داد. عرق کرده بود و موهای لـختش به پیشانی‌اش چسبیده بود.

ضربان قلبش هم به شدت می‌تپید. دستش را روی قلبش گذاشت و نفس عمیقی کشید.
با آستین بلند بلوزش، عرق را از روی پیشانی‌اش پاک کرد و از جایش بلند شد. بافت مشکی‌اش را به تن کرد.

آهسته گامی به سمت حیاط برداشت و در را جوری که کمترین صدا را تولید کند، باز کرد و قدمی به سوی

حوض کوچک حیاطشان برداشت.
دو-سه پله را رد کرد و کنار حوض نشست. حوض کوچک و دوست داشتنی‌اش که دور تا دور آن گل‌های

سوسن و زنبق کاشته شده بود و وسط حیاط سرسبزشان قرار گرفته بود. کاشی‌هایش هم آبی بود

و حس خوب دریا را برایش تداعی می‌کرد. عاشق ماهی‌های کوچک و قرمز درون حوض بود و

شیطنت هایشان را تماشا می‌کرد. همیشه هم وضویش را درون آب حوض می‌گرفت و برایش لـذت بخش بود.

بعد از اینکه وضویش را گرفت، به اتاقش بازگشت. پدرش هنوز خواب بود. به اتاقش رفت و

چادر سفید گل گلی‌اش را به سرکرد. طبق عادت همیشگی‌اش بعد از نماز، روی سجاده‌ی کوچکش نشست و

با خدایش درد و دل کرد:

 

پیشنهاد :

دانلود رمان سختی های شیرین و بی پایان من جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

دانلود رمان جدال نهایی ( جلد پایانی رمان لیانا ) ویژه نگاه دانلود

– خدا جونم؛ هوامو داری، مگه نه؟ دلم خیلی تنگ شده براش. میدونی ده سال میشه که ندیدمش، مگه نه؟
اشک مزاحم روی گونه‌اش را پاک کرد. نباید ضعیف می‌بود، نباید. هنوز عزیز کرده‌اش را ندیده بود و هم‌چنان،

مانند مادری که چندین سال چشم به راه فرزندش است، منتظر دیدار با او بود. سجاده‌اش را جمع کرد و

روی طاقچه‌ی کوچک کنار اتاقش گذاشت. اتاق ده متری اما روح نوازش. کاغذ دیواری‌هایش به

رنگ صورتی بود و نقش گل‌های ریز، رویش حکاکی شده بود. فرش اتاقش هم که عروسکی بود!

در گوشه‌ی اتاق، تخت چوبی‌اش که روکش آن با رنگ دیوار ست شده بود، قرار داشت و

قفسه‌های کتاب‌های مورد علاقه‌اش هم در کنار تختش گذاشته شده بود تا دسترسی به آن آسان باشد.

دانلود رمان لحظه های بی تبسم
دست از کنکاش کردن اتاقش برداشت و بخاری اتاقش را بیشتر کرد و زیر پتوی عروسکی‌اش خزید.
از گرمای لـذت بخش اتاق، چشم‌هایش گرم شد و خوابش برد.

شناسنامه ی کتاب

نام رمان : لحظه های بی تبسم

نویسنده : shaghayegh79 کاربر انجمن نگاه دانلود

ژانر : عاشقانه، تراژدی،اجتماعی

ویراستاران : بدون ویراستاری

تعداد صفحات کتاب : 638 صفحه ی جار ، 176 صفحه پی دی اف

لینک های دانلود

این مطالب را به شما پیشنهاد می کنم

درباره نگاه

نگاه (ف.حیاوی) هستم ...کارشناس شیمی کاربردی علاقه مند به..کتاب..والیبال..شطرنج...شعر..شیمی..علم انجمن نگاه دانلود http://forum.negahdl.com

برچسب ها

نظرات

7
دیدگاه بگذارید

avatar
2 نظر دادن ها
5 پاسخهای موضوعی
0 دنبال کنندگان
 
بیشترین پاسخ داده شده
پرطرفدارترین نظرات
5 نظرات نویسندگان
ارمیاFATEMEH_RسمیراRoya.midJanan200099 اخرین نظرات نویسندگان
  اشتراک در  
جدید ترین قدیمی ترین دارای بیشترین امتیاز
اطلاع از
Roya.mid
مهمان
Roya.mid

سلام لطفا یکی جوابمو بده چی به سر رمان پسر حاجی اومد؟

سمیرا
Member
سمیرا

سلام منظورتون رو نفهمیدم یعنی چی ؟

FATEMEH_R
مهمان
FATEMEH_R

سلام
این رمان به درخواست نویسنده به متروکه منتقل شده و برای کاربران در دسترس و قابل رویت نیست.

Roya.mid
مهمان
Roya.mid

خیلی ممنون که پاسخ دادین

ارمیا
مهمان
ارمیا

سلام یعنی منتظرش نباشیم؟

Janan200099
مهمان
Janan200099

سلام
فایل pdf مشکل داره
بی زحمت درستش کنین

سمیرا
Member
سمیرا

سلام دوست عزیز.
رسیدگی میشه حتما